الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
429
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
براى مردم چهار ركعت به جماعت خواند و در ركوع و سجودش مىگفت : بنوش و مرا بنوشان ، سپس در محراب استفراغ كرد و سلام نماز را داد و به نمازگزاران پشت سر خود گفت : مىخواهيد بيشتر برايتان نماز بخوانم ؟ ! ( 1 ) « ابن مسعود » به وى گفت : خداوند خير تو را زياد نگرداند و نه خير آن كه تو را برايمان فرستاده است . آنگاه لنگه كفش خود را برداشت و به صورت وى زد و مردم او را با قلوه سنگها زدند و او به كاخ داخل شد در حالى كه مردم او را با سنگ مىزدند و او مست و لا يعقل بود « 1 » . و دربارهء فضيحتها و رسواييش ، « حطيئه جرول بن اوس عبسى » مىگويد : شهد الحطيئة يوم يلقى ربّه * انّ الوليد احق بالغدر نادى و قد تمت صلاتهم * أ أزيدكم ؟ ثملا و لا يدرى ليزيدهم خيرا و لو قبلوا * منه لزادهم على عشر فأبوا ابا وهب و لو فعلوا * لقرنت بين الشفع و الوتر حبسوا عنانك اذ جريت * و لو خلوا عنانك لم تزل تجرى « 2 » ( 1 ) « حطيئه ، روزى كه به ديدار خدايش مىرود ، گواهى خواهد داد كه وليد به غدر و خيانت شايستهتر است » . « در حالى كه نمازشان تمام شده بود ، فرياد كشيد : آيا بيشتر بخوانم ؟ و او مست و لا يعقل بود » . « تا به آنها خير بيفزايد و اگر از او مىپذيرفتند ، از ده بيشتر برايشان مىخواند » .
--> ( 1 ) سيرهء حلبيه 2 / 314 . الاغانى 5 / 125 . الاستيعاب 4 / 1553 . ( 2 ) الاغانى 5 / 125 .